شجریان رئیس شورای عالی خانه موسیقی شد:

محمد رضا شجریان، استاد موسیقی و آواز ایران، به ریاست مجدد شورای عالی خانه موسیقی ایران انتخاب شد.

به گزارش سایت خانه موسیقی ایران، مصطفی کمال پور تراب نایب رئیس و حسین علیزاده نیز دبیر و سخنگو شدند.

آقای شجریان چندی پیش اعلام کرد که نشر آثار خود را بدلیل خودداری وزارت ارشاد در صدور مجوز، به خارج منتقل می‌کند.

حمایت او از معترضان پس از انتخابات جنجال برانگیز خرداد ۱۳۸۸ حملات لفظی محافظه کاران را علیه او در پی داشت.

خانه موسیقی در آن زمان با صدور بیانیه ای از آقای شجریان بعنوان "نگین هنر و استاد اسطوره ای موسیقی اصیل کشور" دفاع کرد.

'سیمرغ'؛ روایت موسیقایی داستان زال

به نقل از BBC:سرانجام نسخه نهایی پروژه موسیقایی سیمرغ، ساخته حمید متبسم، آهنگساز نوآور سنتی و با صدای همایون شجریان در یک گردهمایی رسانه ای در شهر تریر آلمان با حضور آهنگساز پخش شد.

قرار است سی دی سیمرغ که بر اساس داستان زال در شاهنامه فردوسی ساخته شده و در تهران ضبط شده است، در پاییز امسال در ایران منتشر شود و تور اروپایی آن نیز از ماه اکتبر آغاز به کار کند.

متبسم برای پیاده کردن پروژه سیمرغ که به گفته خودش سه سال کار برده و از مشاوره چند شاهنامه شناس بهره گرفته است. نتیجه این مشاوره کوتاه کردن داستان زال بوده، به اندازه‌ای و به شیوه‌ای که به تمامیت داستان آسیب نزند. از حدود چهار صد بیت، فشرده‌ای در هفتاد بیت فراهم آمده که خود در شش موومان تنظیم شده است.

زادن زال، داستان را می‌گشاید. گروه آواز جمعی این مژده را جار می‌زند: سام، پدر زال با همه ناامیدی‌ها، دارای فرزندی شده است ولی فرزندی که طبیعی نیست. اگر چه چهره‌اش بسان خورشید می‌نماید، ولیکن همه موی بودش سپید.

موسیقی متبسم پس از مژده زادن زال، شگفتی روزگار را با فرازهای بلند پرخاشجویانه‌ای تصویر می‌کند. در متن، با هراسی روبرو می‌شویم که از گفتن رویداد، به پدر، به سام نریمان، بر دوش داستان سنگینی می‌کند:

کسی سام یل را نیارست گفت/ که فرزند پیر آمد از خوب جفت

متبسم روایت موسیقایی داستان را به تکخوان می‌سپارد. در همین روایت است که همایون شجریان که روز به روز صدایش صلابت بیشتری پیدا می‌کند، سنگ تمام می‌گذارد. صدای رسا، شفافیت ادای واژه‌ها و به کارگیری تحریر‌های ابداعی آواز او را باستانی جلوه می‌دهد.

به هر تقدیر، سام با خبر می‌شود. می‌آید. فرزند سپید موی را می‌بیند و حالش دگرگون می‌گردد، سر به سوی آسمان می‌برد و می‌گوید:

اگر من گناهی گران کرده‌ام/ وگر کیش اهریمن آورده‌ام

و حرفش ناقص می‌ماند. شاید این نخستین اشتباهی است که در کوتاه کردن متن اتفاق افتاده است. بیت بعدی نیز جا داشت که بیاید تا معنا را کامل کند:

به پوزش مگر کردگار جهان/ به من بر ببخشاید اندر نهان

باری سام فرزند رانمی‌پذیرد و فرمان می‌دهد که او را به دامنه کوهی بگذارند. از بخت خوش سیمرغی در پرواز زال را می‌بیند. فرود می‌آید، بر می‌گیردش و به البرز کوه، به خانه خود، می‌بردش.

موسیقی متبسم کوشیده عواطف برخاسته از این رویداد‌ها را به موسیقی پر شور خود تزریق کند. اندوه سام، پرواز سیمرغ، و بی‌گناهی زال را با گوش باز می‌توان شنید. صدای پر حجم و پرورده همایون نیز به یاری این خوب شنیدن می‌آید.

زال در سایه سیمرغ پرورده می‌شود.

مردی می‌شود چون،زاد سرو/ برش کوه سیمین، میانش چو غرو

سپیدش مژه، دیدگان قیرگون/ چو بسد لب و رخ به مانند خون

آوازه پسر، به گوش پدر نیز می‌رسد و پسر به نزد پدر نامهربان باز می‌گردد. ولی حادثه دیگری در انتظار اوست که این بار نتایج شیرین به بار می‌آورد: عاشق رودابه، دختر مهراب کابلی می‌شود که داستان بازی‌های عاشقانه آن‌ها، خود می‌تواند متن جدا برای موسیقی صحنه‌ای دیگری باشد. فردوسی عشق رودابه را چنین توصیف می‌کند:

دل و جان و هوشم پر از مهر اوست/ شب و روزم اندیشه چهر اوست

نه قیصر بخواهم نه خاقان چین/ نه از تاجداران ایران زمین

تا آن‌جا که از گیسوی بلندش کمندی می‌سازد و زال را به خانه خود فرا می‌خواند:

کمند از رهی بسته و داد خم/ بیفکند بالا، نزد هیچ دم

زدیدنش رودابه می‌نارمید/ به دو دیده در وی همی بنگرید

پایان داستان نیز رندانه بیان شده است:

چو خورشید تابنده شد ناپدید/ در حجره بستند و گم شد کلید

موسیقی متبسم برای آن که توانایی تصویر حالات و روحیات گونه‌گون شخصیت‌های داستان زال را داشته باشد، از مدگردی (مدولاسیون)‌های مستمر بهره می‌گیرد. کار را از چهار گاه آغاز می‌کند و پس از گذر از اصفهان و همایون و ماهور و... به چهارگاه باز می‌گردد. مدگردی‌ها چه در ارکستر و چه در صداها، به اندازه کافی ظریف است و گوش شنونده معمولی آن را در نمی‌یابد.

سازآرایی، که به طور کلی، نقطه قدرت همه کارهای متبسم است، در سیمرغ متناسب با صحنه‌ها به کار گرفته شده است.

با این همه اگر بخواهیم نکته بینی را دقیق‌تر کنیم، سیمرغ خالی از ضعف باقی نمی‌ماند. از جمله می‌توان به توالی اوج خوانی‌های همایون اشاره کرد. بی اغراق هشتاد در صد تکه‌هایی که برای آواز نوشته شده در حیطه اوج است. حال آن که برخی از صحنه‌های عاشقانه یا اندوهگنانه سیمرغ جان می‌دهد برای بم‌خوانی. لحظات آرام‌بخش اگر نباشد، بخش‌های غلیانی آن‌گونه که باید تاثیر گذار نمی‌شود.

یکی دو قطعه ضربی، چهار مضراب مانند در سیمرغ هست که شیوه پرویز مشکاتیان را تداعی می‌کند. البته تاثیراست و تقلید نیست. به هر حال نزدیکی‌هایی که متبسم با او داشته کار خود را می‌کند.

از حمید متبسم می‌پرسم چرا نام قطعه را – که یک ساعت و دو دقیقه درازای آن است سیمرغ نهاده و نه زال؟ می‌گوید:"سیمرغ نماد رهایی است. همان است که هرگاه کسی گرفتاری پیدا می‌کند، اگر یک پرش را بسوزاند فورا حاضر می‌شود و مشکل را حل می‌کند. زال را هم سیمرغ می‌پروراند و همه آوازه‌ها از اوست."

فرم اجرای سیمرغ خیلی شباهت به اوراتوریوی‌های قرون وسطایی دارد، با این تفاوت که در خدمت مذهب نیست و انسان‌ها را می‌کاود. زال هم از موسیقی سیمرغ که در او کاوش می‌کند متبسم شده است.

موسیقی آوازی ایران، در یکصد سالی که از تاریخ مدون آن می‌گذرد، بیشتر بر شعرهای عرفانی تکیه کرده و البته در پیوند با آن سازگاری نشان داده است.

سعدی و حافظ در صدر نشسته‌اند و پس از آن نوبت به عطار و مولوی و دیگران رسیده است. بی تردید یکی از علل غمگنانه بودن آوازهای ایرانی نیز همین است.

کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد؟ به سیاق حافظ می‌توان افزود، کی نغمه شاد می‌پذیرد، شعری که حزین باشد؟

همین حزن و اندوه است که در آهنگسازان ایرانی، حتی بسیاری از نسل نوی آن‌ها نهادینه شده و جز همان از کوزه بیرون نمی‌تراود. و با چنین میراثی است که آن‌ها، گرایش، و شاید بتوان گفت، جرئت رفتن به سوی فردوسی را ندارند.

شاید گمان می کنند، با چیزی که در جانشان چنگ نمی‌اندازد، چگونه کنار بیایند. روح حماسی قرن‌هاست که از دیارشان رخت بر بسته است. فارسی فاخر و روشن شاهنامه- در صورتی هم که آن را بتوانند بخوانند و دریابند- هرگز بر آن‌ها تاثیر عارفانه‌های واقعی و یا ساختگی را نمی‌گذارد.

نکته دیگر این که شاهنامه تنها مجموعه‌ای از حماسه‌ها نیست- که اگر تنها همین هم می‌بود، چیزی از ارزشش کاسته نمی‌شد- بلکه سرشار از جلوه‌های عاطفی و دراماتیک از زندگی انسان است.

درگیری‌های دراماتیک در داستان‌های شاهنامه چیزی کم از تراژدی‌های یونان ندارد. تنها روایت جنگ‌های بیرونی نیست. درگیری‌های درونی آدمیان را نیز بازمی‌تاباند. دور از صحنه‌های جنگ، شور عشق و عاطفه نیز جریان دارد. حقد و حسد و نخوت و نفرت نیز خودی نشان می‌دهد.

سیمرغ یکی از همین داستان‌های شاهنامه است که رویدادهایش دور از صحنه جنگ اتفاق می‌افتد.

شاهنامه در موسیقی ایرانی

بجز متبسم آهنگسازان دیگری نیز سراغ داستان های شاهنامه رفته اند که هر چند تعدادشان بسیار اندک بوده اما نتیجه کارشان جزو آثار ماندگار موسیقی پیشرو ایرانی محسوب می شود.

"رنج فردوسی" از مرتضی حنانه و رقص در دربار شاه سمنگان از حسین ناصحی، قطعات کوتاه آوازی است. احتمالا از کارهایی که قرار بوده به پایان برسد ولی چنین نشده است.

زال و رودابه عاشقانه‌ای از ثمین باغچه‌بان که برای آن که به مراسم گشایش تالار رودکی برسد، آن گونه که باید پرداخت نشده است.

بیژن و منیژه عاشقانه‌ای دیگر از حسین دهلوی که به صورت موسیقی باله تنظیم شده و با متن سر و کاری ندارد. آخرین کار از آن لوریس چکناواریان است بر روی داستان رستم و سهراب.

حالا متبسم با سیمرغ، روزگار زال را با فراز و نشیب‌های عاطفی بسیار به موسیقی برگردانده و آن را با یک ارکستر چهل نفره، گروه آواز جمعی و تکخوانی همایون شجریان به اجرا درآورده است.

کنسرت شهرام ناظری و حسین علیزاده در اروپا؛ همکاری دو یار دیرین

BBC:شهرام ناظری و حسین علیزاده، دو چهره نامدار موسیقی ایرانی، پس از حدود بیست سال، بار دیگر کنار یکدیگر قرار می گیرند تا کنسرت هایی را در چند شهر اروپایی برگزار کنند.

این کنسرت ها از ۲۰ مه تا ۲۹ مه (۳۰ اردیبهشت تا ۸ خرداد ۱۳۹۰) در شهرهای کلن، فرانکفورت، استکهلم، گوتنبرگ، مادرید، اسلو و آمستردام برگزار خواهد شد.

نوازندگان برجسته ای چون پژمان حدادی (تنبک ، دایره کوکی)، محمد فیروزی (بربت)، سینا جهان آبادی (کمانچه)، سیامک جهانگیری ( نی) و بهنام سامانی (دف و کوزه) در این گردش اروپایی ناظری و علیزاده را همراهی می کنند.

نخستین دور همکاری های شهرام ناظری وحسین علیزاده به نیمه دوم دهه پنجاه و به ویژه در قالب گروه عارف باز می گردد. پیوندهای هنری این دو چند سال بعد در جریان ضبط و عرضه آلبوم های چاوش، با همکاری هنرمندان به نامی چون محمد رضا لطفی و شماری از موزیسین های جوان و با استعداد آن دوران گسترش یافت.

همزمان با رشد آشفتگی و ابهام در صحنه موسیقی کشور و توقف فعالیت موسسه چاوش در اوایل دهه شصت، حسین علیزاده راه اروپا را در پیش گرفت و شهرام ناظری نیز بیشتر به تدریس آواز و تامل در آن پرداخت و وقفه ای چند ساله در همراهی آنان به وجود آمد.

پس از بازگشت علیزاده از آلمان، دیری نپایید که پیوند دو هنرمند دوباره جوش خورد که شاید مهم ترین عامل آن علایق و برخی از دیدگاه های مشترک آن دو بود. شیرین ترین یادگار آن دوران را می توان آلبوم شورانگیز دانست.

علیزاده در آن زمان با تکیه بر ذوق، پشتکار و پژوهش های خویش شکل های تازه ای را برای اجرای موسیقی ایرانی ترسیم کرده بود و پس از آن نیز به ویژه با بهره گیری از همفکران و شاگردان خویش به آنها عمق بخشید.

شهرام ناظری نیز که در اواخر دهه شصت از استادان آواز سنتی به حساب می آمد، با تکیه بر شناخت خود از موسیقی عرفانی و مناطق غرب ایران به ویژه کردستان شیوه های نوینی را در ارائه قطعات آوازی به ویژه تحریرها بنیان نهاده بود.

همین عوامل زمینه آن را فراهم آورد تا دامنه برنامه های مشترک این دو به اروپا کشیده شود. کنسرت به یادماندنی ناظری و گروه تحت سرپرستی علیزاده در نوروز 1369 (1990میلادی) در کلن آلمان، پنج سال بعد در قالب آلبومی با عنوان «نوروز» توسط موسسه معتبر World Network در اروپا انتشار یافت.

با آنکه نوآوری در چارچوب موسیقی سنتی ایرانی به شکل عام آن ، همواره دغدغه مشترک این دو هنرمند بوده، از اواخر دهه شصت ، آنان کمتر فرصت آن را یافته اند تا به طور رسمی در کنار یکدیگر روی صحنه بروند.

همکاری دوباره

اکنون در شرایطی راه هنری آنان دوباره با یکدیگر برخورد می کند که هر دو از شناخته شده ترین چهره های موسیقی ایرانی در جهان به شمار می روند و در عین حال هر یک پاسدار نام و شیوه ویژه هنری خویش هستند.

از یک سو شهرام ناظری تا دریافت نشان شوالیه لژیون دو نور فرانسه پیش رفته و از سوی دیگر علیزاده آثار ارزشمندی را به هنرمندان ایرانی و خارجی منتشر ساخته که مورد توجه محافل موسیقی مهم جهان قرار گرفته است.

شاید از این روست که بهنام سامانی، نوازنده سازهای کوبه ای گروه، از همراهی ناظری و علیزاده در قالب یک تور اروپایی به عنوان رویدادی مهم در صحنه موسیقی ایرانی در سال جاری میلادی نام می برد.

دیگر نوازندگان گروه حاضر در این کنسرت ها نیز دارای ویژگی هایی هستند که می تواند کار علیزاده به عنوان آهنگساز را غنای بیشتری بخشد.

علیزاده برای صدای بم گروه بربت محمد فیروزی را برگزیده است. فیروزی از جمله نوازندگانی است که در دهه های اخیر با بیشتر نامداران موسیقی ایرانی ساز زده و تجربه زیادی اندوخته است.

سازهای کوبه ای نیز در دستان پژمان حدادی و بهنام سامانی است که سال ها کار مشترک آنان در گروه های دستان و ضربانگ، زوج کوبه ای شاخصی را از آنان ساخته است.

سیامک جهانگیری نی نواز گروه نیز از جمله استعدادهایی است که علیرغم جوانی تجربیات ارزنده ای دارد که از جمله مهم ترین آنها همراهی با کیهان کلهر در اجرای جاده ابریشم است. سینا جهان آبادی نیز از جمله کمانچه نوازانی است که در ده سال اخیر فعالیت های قابل توجهی داشته و از جمله با محمد رضا شجریان و شهرام ناظری کنسرت هایی را اجرا کرده است.

ترنم در هوای بی چگونگی

به گفته سامانی که مدیریت برنامه های این تور را نیز برعهده دارد، کنسرت های مذکور با عنوان «ترنمی در هوای بی چگونگی» برگزار می شود.

سامانی اعلام کرد که گردش اروپایی این گروه از ۲۰ ماه مه در سالن بزرگ فیلارمونیک کلن آغاز می شود. روزهای ۲۱ و ۲۲ مه نیز به ترتیب شهرهای استکلهم و گوتنبرگ سوئد میزبان گروه خواهند بود.

پس از آن، در روز ۲۴ نوامبر نوبت به مادرید، پایتخت اسپانیا، خواهد رسید. شهرام ناظری تاکنون یک بار و در سال ۱۹۹۱ به همراه داریوش طلایی و محمد قوی حلم کنسرتی در مادرید برگزار کرده است.

اسلو، پایتخت نروژ، نیز ۲۷ مه میزبان این کنسرت است و یک روز پس از آن رادیو فرانکفورت آلمان زمینه هنرنمایی اساتید موسیقی ایرانی را فراهم خواهد آورد.

کنسرت های ناظری و علیزاده و گروه همراه آنان روز ۲۹ ماه مه با اجرایی در شهر آمستردام هلند پایان می گیرد.

انتشار ردیف موسیقی ایرانی با نی «حسن کسایی»

پس از سال‌ها انتظار اهالي موسيقي؛
انتشار رديف موسيقي ايراني با روايت ني «حسن كسايي»

خبرگزاري فارس: آلبوم «رديف موسيقي با روايت ني حسن كسايي» شامل چهار لوح فشرده همراه با كتابچه‌اي تا پايان آبان ماه روانه بازار موسيقي مي‌شود.

                            

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي معاونت هنري، «سيد عباس سجادي» مدير موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ضمن اعلام اين خبر عنوان كرد: استاد در آستانه 80 سالگي و كمال هنري خويش اين اثر ارزشمند را روايت كرده‌اند كه حاصل هفت دهه تلاش و تجربه هنري ايشان است كه به حق علاقمندان و صاحب‌نظران موسيقي سالها در انتظارش بودند.

وي همچنين افزود: كتابچه همراه اين آلبوم نيز با عنوان « از ني حكايتي» به كوشش فرزند استاد، محمد جواد كسايي و زير نظر ايشان گردآوري شده است كه شامل« نگاهي به تاريخچه نينوازي از آغاز تا به امروز»، « كشت گياه ني و چگونگي ساخت انواع و اقسام آن» و... مي‌باشد كه به سه زبان فارسي، انگليسي و فرانسوي تحرير شده است و سرانجام توفيق رفيق راه شد كه تا پايان همين ماه به دست دوستدارانش خواهد رسيد.
سجادي خاطر نشان كرد كرد: اين اثر منحصر به فرد كه به بهانه سال جهاني مولانا كه بر ديباچه مثنوي‌اش«ني‌نامه» مي‌درخشد به اين استاد يگانه سفارش داده شده، در طول اين سالها آماده شده است و از متخصصات اين رديف مي‌توان به؛ پويايي آن، اصالت و استادي راوي، خاصيت ويژه اجرايي و آموزش اشاره كرد.
مدير موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در پايان اشاره كرد: اين اثر از آخرين توليدات موسسه نغمه شهر است كه با حمايت موزه موسيقي ايران و توسط آواي باربد منتشر خواهد شد .ما همچنين درصدد آن هستيم كه اين آلبوم با حضور استاد كسايي در قالب آئيني درخور شأن و شخصيت ايشان با حضور بزرگان موسيقي رونمايي شود.

رديف ني «حسن كسايي» براي ثبت جهاني به يونسكو مي‌رود:

خبرگزاري فارس: مديرعامل موسسه نغمه شهر از ارائه رديف ني «حسن كسايي» براي ثبت جهاني به يونسكو خبر داد.

عباس سجادي مديرعامل موسسه نغمه شهر در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: موسسه نغمه شهر به عنوان يكي از كوچك‌ترين خادمان اهالي موسيقي، رديف موسيقي ايران را با روايت ني استاد حسن كسايي اين نوازنده بزرگ جهاني در سال جاري به يونسكو ارائه خواهد كرد.
وي ادامه داد: استاد كسايي رديف موسيقي را با ني اجرا و به ما واگذار كردند كه ما امسال آن را براي ثبت جهاني به يونسكو ارائه مي‌كنيم.
سجادي در ادامه افزود: ما براي سازهاي ديگر و آواز نيز روايتهاي مختلفي از استادان بنام داريم اما رديف ني كه توسط اين يگانه زده شده يك اثر منحصر به فرد است و بي‌ترديد استاد كسايي يكي از جدي‌ترين و بزرگترين راويان رديف موسيقي ايراني است.
مديرعامل موسسه نغمه شهر با اشاره به ثبت جهاني رديف موسيقي ايراني بيان داشت: اين اتفاق مهم جهاني يكي از مباركترين، وقايع هنري پس از انقلاب است. در سه دهه گذشته كه موسيقي داراي افت و خيزهاي فراوان بوده اين اتفاق يك تلنگر جدي به ذهن مسئولين و هنرمندان است كه به تعبير حافظ «آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي‌كرد». وقتي آثار ما و هنرمندان، در سفرهاي فرامرزي خودشان خبرساز مي‌‌شدند تازه ما متوجه مي‌شديم كه چه گنج‌هاي نهفته‌اي داريم.
وي تصريح كرد: رديف موسيقي ايراني گنج بزرگي است كه ما داخل آن هستيم و شايد قدر آن را نمي‌دانيم. اين اتفاق مهم هنري به همت و پايمردي بزرگان موسيقي كه در سرد و گرم روزگار با اين سختي‌ها مقاومت كرده‌اند براي ما به ميراث مانده و بايد به دست آيندگان برسد. در واقع بايد گفت كه ميراث فرهنگي و هنري، از گذشتگان به ما ارث نرسيده،بلكه از گذشتگان در نزد ما به امانت هست كه به آيندگان بسپاريم.
سجادي در خاتمه افزود: هر كسي در جاي خودش چه مسئولين در سياست‌گذاري و حمايت و چه هنرمندان در ارائه و اشاعه آن بايد به اين مهم بپردازد. به عقيده من ثبت رديف موسيقي ايران در سكوتي سرد گم شد.